تبلیغات اینترنتیclose
تنها که مي شوم . يادم مي افتد که رفتني ( نیلوفر لاری پور )
پیچک ( نیلوفر لاری پور )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 17 تير 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

تنها که مي شوم.
يادم مي افتد که رفتني شده اي.
من هنوز چمدانم را نبسته ام.
بس که نشسته ام
وبه ناخن هاي دستم خيره شده ام.
تو امروز زيباتري.
... موهايت را از اين کوتاه تر نکن.
بگذار باد ،
فرصت کند تا پريشان ترش کند.
گندمزار دور دست مرا....

کسي چه مي داند؟
شايد با رفتنت
باد هم مرا فراموش کند
دلش برايم بسوزد
وديگر هيچ وقت
در حوالي دلتنگي من پرسه نزند..

انگار رفتني شده اي.
من هنوز چمدانم را نبسته ام.
اين بوسه خداحافظي نيست!
هميشه دير مي کنم.
آن قدر که؛
در پيچ کوچه گم مي شوي.
در کدام پيچ؟
در کدام کوچه؟

کسي چه مي داند؛
خبر هاي بد از کدام سمت مي آيد؟
و چرا باد
به گندمزار که مي رسد.
باران مي بارد؟

 

 

نیلوفر لاری پور

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار نیلوفر لاری پوری -1, | بازديد : 216