تبلیغات اینترنتیclose
ساده به دستت نياورده بودم، ( نیلوفر لاری پور )
پیچک ( نیلوفر لاری پور )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 شهريور 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

ساده به دستت نياورده بودم،
که يک روز
بغضم را همسفرت کنم ،
چمدانت را به دستت بدهم؛
و به خدا بسپارمت.
ساده به دستم نياورده بودي،
که از سر ايوانت بپرم....
به روي خودت نياوري،
و ديگر
هيچ گاه،
روي هره برف گرفته،
برايم خورده نان نريزي.

برو
ولي نگو مرا نمي شناسي.
سايه واژه هايم،
هميشه بر سر اندوه توست.
وقتي هنوز
نيمه هاي شب،
از خواب مي پري ؛
و نمي داني
گنجشکي
که روزي عاشقت بود
چرا در سينه ات بال بال مي زند؟

چمدانت را برندار؛
قبل از رفتن،
مرا در آغوش بگير.

 

 

نيلوفر لاري پور

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار نیلوفر لاری پوری -6, | بازديد : 264